من ۳۵ سالمه حدود ۶،۷ سال پیش شوهرم خیانت جنسی کرد طلاق گرفتم آمدم خونه بابام الان بعد این مدت چند شب پیش مامانم گفت بابام ازش خواسته با زن صیغه ایش طولانی حرف بزنه بعد هم برن سر قرار هم دیگه رو ببینن بابام میگه این زنه دوتا دختر بزرگ داره دم بخت به مامانم پیشنهاد داده دوتا دختر هوش رو بگیره برا داداشام دوقلوان ۲۹سالشونه ،مامانم با زنه حرف زده بود قرار گذاشته بود ببینن همو ولی دودل بود به من گفت من خیلی ناراحت شدم با بابام دعوا کردم از خونه بیرون کردم بابامو ولی مامانم قصد داره راش بده تو خونه من بش گفتم ولی اگه بابا رو را بدی من از این خونه میرم به نظرتون کارم درست بود با این که تنها زندکی کردن برام سخته ولی کار بابام رو هم نمیتونم تحمل کنم میخوام از ابن خونه برم
یه خونه جدا بگیر حتی اگر شده کوچیک باشه ولی بگیر برو از اونجا کلا زندگی بعد از طلاق سخته با خونواده منم بعد طلاق با پدر مادرم کنار نمیومدم رفتم خونه مامانبزرگم زندگی کردم تا زمانی که ازدواج کردم
خدایا تو بساز تو بسازی قشنگتره 🥰زود بود برای رفتنت دخترکم🖤