اومد بهم درخواست داد ک باهم باشیم برای ازدواج
بعد من اولش گفتم نه چون زیاد نمیشناختم بعد یکم حرف زدیم دیدم پسر خوبیه با خداست
گفتم ک یه مدت اشنا بشیم
حالا اون میگه نه
بهش گفتم خوشم اومده ازت
یعنی ضدو نقیضه میگه میترسم موندنی نباشی
منم گفتم اوکیه دارم با کسی دیگه اشنا میشم
میگه بدلیل عدم تفاهم باهم نباشیم
منم اولش تلاش کردم ک اوکی بشه دیدم خیلی خودش رو گرفت گفتم باشه من با کسی دیگه اشنا میشم که بهم پیشنهاد داده😐فعلا چیزی نگفته