مادرشوهرم خیلی رومخمه تو ظاهر خیلی خوبه مثلاً ولی یک عوضیه به تمام معناست من قرمه سبزی و اش پختم بردم خونشون اومدیم بخوریم دیدم توش پرآب کرده دیدم تعجب کردم آخه اصلا غذام آب نداشت بعد خودشو زد به خواب من به شوهرم گفتم غذام اینجوری نبود توخونه دیدی آب نداشت نمیدونم اینجا کی آب ریخته چه وضعیه ولی به روی خودش نیاورد غذا رو هم نخورد یا نخود اش جدا کرد یا لوبیا بعدها از بچه جاریم شنیدم گفته اره فلانی بلد نیست غذا درست کنه فقط مرغش بد نیست چون زیاد مرغ میخورن منم به شوهرم گفتم یه جا بدجور حالشو میگیرم یا مثلاً همش الکی از جاریم که فامیل خودشه تعریف میکنه بااین که همه میدوننیه تنبل به تمام معناست چند وقت پیش یک مراسمی بود من اومدم یکم حلوا شله زرد پختم همه گفتن خیلی عالی شده چجوری درست کردی و فلان اومد گفت کاری نداره که آرد تفت داده حلوا ی دیگه بعدم فلانی (جاریم)کمکش کرد منم گفتم آره اون تو خوردن خیلی کمک کرد نمیدونم چجوری حالشو بگیرم