من شوهرم سردسته خیانتکارهای جهان بود
فقط مونده بود با گربه ماده به من خیانت کنه
ی روز بعد طلاق دو تا زن چندش تو خیابون دیدم از اون هرزه های دوزاری
اومدم با مامانم دردودل گفتم مامانی اینجوری دیدم گفتم حتما اینا هم با شوهر من هستن
انقد دعوام کرد گفت بس که اُمل بودی بدبخت شدی
در حالی که شوهر من جلوی فامیلش گفت با هر کی تا حالا بودم زنم از همشون خوشگلتر بوده
هرزه بود دیگه هرزه چیری حالیش نیس