2789
عنوان

تیکه کنایه

35 بازدید | 0 پست

بچه ها من دیروز مهمون داشتم یکی از نزدیکام خودم دعوتش کردم و بهترین پذیرایی‌ رو براش انجام دادم همه چیز عالی بود . بعد شام با همون اشنامون با اصرار خودش رفتیم خونه خواهرش چون میخواست اونجا بخوابه. قبلش هم اونجا بود ما دعوتش کردیم کلا از ی شهر دیگ اومده ( عمم هست) خلاصه توی خونه خواهرش به ما ک این همه زحمت کشیدیم تیکه انداخت ، بماند ک موقع مهمونی هم همش اخم کرده بود ( دلیلش چون همه از ما تعریف میکنن) خلاصه کنایه ای که زد مفهومش ابن بود ک  زن داداشش خیلی از ما سر تره ( درصورتی که اصلا نیست واقعا نیست) و من چون کلا جواب همه کنایه ها رو میدم. ازش پرسیدم که من واقعا بهم برخورده و ناراحت شدم منظوری داشتی از کنایه زدنت. بعد خیلی بد پرید بهم که من حوصله ندارم و شروع کرد ب بحث کردن و بحثمون بالا گرفت البته این وسط فقط بهش گفتم من حرف بدی نمیزنم میگم ناراحت شدم ازت یعنی بدت میاد کسی ازت دلخوره بهت بگه . دیگ شبش شروع کرد ب پیام دادن ک تو  بی احترامی کردی ک گفتی ناراحت شدی نباید میگفتی و فلان و من بزرگترم از تو و تو بچه ای نباید اینجوری با اعصبانیت از من بپرسی و... من از اونجا اومدم بیرون و رفتم خونمون امروز صبح میخواست بره خونش شهر دیگ ست به بهانه خدافظی با پدرم اومد خونه ما من تو اتاق بودم بعد اخمو هم بود بعد میخواست با منم خدافظی کنه منم باهاش روبوسی نکردم خیلی سرد و اخمو گفتم خدافظ گفت همین خدافظ گفتم آره همین اونم گفت دیگ هیچوقت اسمتو نمیارم و رفتن ( من ۲۶ سالمه اون ۴۰) کارم اشتباه بوده ؟؟ باید روبوسی میکردم ؟؟؟ 

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز