خونوادم همش حلوا حلواش میکنن احترامشو دارن جایی میریم نمیزارن دست تو جیبمون کنیم به هر بهونه ای واسمون خرید میکنن باز اقا بهونه های بنی اسرائیلی میگیره ک چرا اینو گفتن اونو گفتن؛هرجور ک دوسداره بی احترامی میکنه بهشون بعد میگه من دیگه با خانوادت رفت امد نمیکنم…تاپیکای قبلمو بخونین متوجه میشین چندشب پیشم راجب همین بحثمون شده بود امروز اومد طرفم گفتم چرا یه روز سفتی یه روز شل؟گف فک نکن اومدم طرفت خبریه من با بقیه مشکل دارم نه تو(منظورش خونوادمه) میخوای همیشه سفت باشم بفهمی چخبره؟منم گفتم مگه الان رفتار خوبی داره ک از بد بودنت بترسم؛گف حالا حالیت میکنم…جدیدا این اخلاقو پیدا کرده ک همش تهدیدم میکنه بعد دیگه نه باهام حرف میزنه نه سراغمو میگیره نه بهم پول میده نه اصلا براش مهمه کجام زندم یا مرده ام…میدونه من احساساتی ام میخواد عذابم بده تا بهش باج بدم بگم باشه هرچی تو میگی
چیکار باید بکنم تو این موقعیت توروخدا کمکم کنین؟!
بدبختیم اینه من نمیتونم مثل اون بی تفاوت بشم اذیت میشم مشکل اصلیمم از لحاظ مالیه