من یبار دخترم شب بیدار شد بهون گرفت هرکاری کردم آروم نشد خونه بابام بودیم نصف شبی هرچقد تلاش کردم آروم بشه بیشتر داد زد منم خونه بابام راحت نبودم نمیخواستم بیدار بشن ولی دخترم پاشد با صدای گریه زیاد رفت بابامو بغل کرد نشست بغلش منم رفتم دنبالش تاریک بود سیلی رو آماده کردم بزنم دخترم ک یهو جا خالی داد سیلی محکم خورد صورت بابام😐😐
من تا خواستم بگم وای بابا ببخشید اشتباه شد بابام نشسته بودا یهو بلند شد یه چک محکم زد صورتم جرقه داد گف اون سیلی رو به بچه میخواستی بزنی😅😐😐😐