زنداییم براش تسبیح اورده بودن بعد به نیت امام زمان بهش هدیه داده بودن
اینم همیشه با اون تسبیح برای امام زمان صلوات میفرسته
این شوهرش میره شهرستان برای خونه سازی بعد با دختر 4 سالش خونه تنها بوده
یه شب تسبیح پاره میشه دثلاس دستش و وسایلش و...
اینم نخشو و دونه هاشو میریزه اشغالی
صبح از خواب پا میشه میره صبحونه بخوره میبینه روی اپن تسبیح کامل و درست شده هستش
من واقعا نمیتونم باور کنم داستانو تا میخوام بهش فکر کنم بدنم مورمور میشه