2777
2789
عنوان

خستممممم بخدا

34 بازدید | 1 پست

مادرشوهرم رفته بیمارستان پیش دخترش ک زایمان کرده

بعد کیلد صندوقشو داده جاریم گفته ببر ب فاطمه( من) بده کارتو از توصندوق دربیاره بده ببره خرید کنه

بعد ک کارتو دوتایی با جاریم پیدا کردیم 

جاریم اخر سر گفت فاطمه کلید مامان بده بهم گفته پیشم باشه 

منم دادم بهش


انقدررررر حرص خوردم منی ک صبح تا شب تو خونشون کلفتی میکنم و بشور بساب میکنم اعتماد نداره ولی جاریم خونش جداس اونور خیابونه اعتماد داره!؟؟؟؟ 

میخام شب ب شوهرم بگم ک اینکار و کرده

بهش میگم الان مامانت ترسیده گفته نکنه فاطمه طلا یا پولامو برداره گفته زنداداشت کلیدشو ببره با خودش 


فقط میگم اگ شوهرم شوخر بود الان خونم جدا بود تو خونم بودم نه اینکه خونه اینا باشم و اینجوری حرص بخورم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108