دخترم مریض شده دیروز اومدم خونه مادرم خونمون یه شهر دیگس شوهرمم خونه مادرشه بعد دیشب بهش پیام دادم تب داره گفت بهش استامینیفون بدهددیگه هیچ نگفت تا صلح تب شدید و چندین بار استفراغ داشت داغون شده بود صبح بهش زنگ زدم بیا دخترمو ببریم دکتر بابام ماشین نداره نیومد گفت که اره امروز تعطیله خودمم مریض شدم دیگه دست دخترمو گرفتم تنهایی رفتم دکترم با مادرم با بدبختی ماشبن گیر نمیومد بعد خیلی ناراحت شدم همه با همسرشون بودن فقط من 😕شوهدم خوابشو به ما ترجیح داد این در صورتیه که خانوادشو چندیدن بار مریض شدن صبح زود پا شده برده دکتر
ادامشو پست بعدی