2777
2789
عنوان

تغییر استایل

218 بازدید | 16 پست

من از نوجوونی چادر سرم می‌کردم و اصلا اصلا از روی اجبار نبود و نیست ولی الان مدتیه که به این نتیجه رسیدم که نمیخوام دیگه چادر بذارم ولی از تغییر می‌ترسم مخصوصا برای دانشگاه حس میکنم قراره بگن یهو تغییر کرد و اینا، همینطوری یهویی بدون چادر برم؟ چیکار کنم کمتر تو چشم باشه؟

ترم چندی؟

[اگه دیدی از یه جا به بعد جوابتو ندادم بدون از گیراییت کاملا نا امید شدم و بنظرم ارزششو نداشته برات وقت بذارم توضیح بدم، حتما در موضوعی متعصبی و اینجا هم فضای مناسبی برای پاسخگویی نبوده🙂] یکی درخت گل اندر فضای خلوت ماست که سرو های چمن پیش قامتش پستند💐✨️

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

اگه اذیتی اول با عبا شروع کن بعد کم کم مانتو های بلند

کاربری دست هزارنفرهه👀پروفایلم یه گربه بود که روی تخت خوابیده بود🐱🐈_از الان میخوام برای آینده م بجنگم، برای یه خیال راحت، برای آرامش۱۹خرداد۱۴٠۴✨

نمیدونم

 ولی از اینکه هر لحظه و هر ثانیه در دیدرس خدایی نمیترسی اما از واکنش ادما هراس داری؟

قشنگم از وسوسه شیطونه بی پدر دوری کن و از چادرت محافظت کن خواهش میکنم ازت 

لا اکراه فی دین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی 

قبل از این اگر محجبه نبودی قبح کمتری داشت اما اینکه بخوای چادر رو بزاری کنار بدون هیچ عذر شرعی ای ممکنه خدا رو ناراحت کنی جان دلم

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

چون از نوجوانی سر کردی به احتمال زیاد بعدا پشیمون میشی اول خوب فکرات و بکن تحت تاثیر محیط قرار نگرفتی؟ اگر تصمیمت قطعی عبا بپوش به فکر دیگران کار نداشته باش ادما هر کاری کنی یه حرف مفتی دارن بزنن 

نمیدونم ولی از اینکه هر لحظه و هر ثانیه در دیدرس خدایی نمیترسی اما از واکنش ادما هراس داری؟قشنگم از ...

چادر فقط حجاب برتره، چه ربطی داره؟ حجاب رو که نخواستم بذارم کنار

چون از نوجوانی سر کردی به احتمال زیاد بعدا پشیمون میشی اول خوب فکرات و بکن تحت تاثیر محیط قرار نگرفت ...

چیزی که الان دلم میخواد رو انجام ندم چون ممکنه بعدا پشیمون بشم؟ 

چیزی که الان دلم میخواد رو انجام ندم چون ممکنه بعدا پشیمون بشم؟

بعدا اگر پشیمون بشی خیلی بده نیست؟ چون دوباره میخوای تغییر ایجاد کنی گفتم اول مطمئن باش که تحت تاثیر محیط اطراف و دیگران قرار نگرفتی بعد هر جور دوست داری بپوش 

چادر فقط حجاب برتره، چه ربطی داره؟ حجاب رو که نخواستم بذارم کنار

نه نه اشتباه برداشت نکن

من نگفتم میخوای کشف حجاب کنی که دختر 

میگم شاید باید کمی بیشتر فکر کنی که این حجاب برتر رو کنار نزاری 

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108