همون رمانه بود که پسر و دختر با همدیگه ازدواج میکنند بعد پسره میره جنگ بعد باز برمیگرده بعد بار دومی که میخواسته بره جنگ دختر حامله میشه بعد توی همون بار دومی که میره جنگ شهید میشه و برنمیگرده و بعد یه مدتی دختره با برادر شوهرش ازدواج میکنه بعد با هم یه زندگی خیلی اوکی دارن زندگیشون خیلی با هم خوب بوده بعد بعد چند وقت دوباره به همون پسره که شهید شده بوده توی جنگ متوجه میشدن که شهید نشده و اسیر گرفته شده و اون برمیگرده و نمیخوان اینا بفهمن که دختر با برادر شوهرش ازدواج کرده