بعد یه سال مثلا رفتیم بیرون خوش بگذرونیم
کل فامیل جمع بودن
چند تا از پسرای فامیل با داییم و شوهر خالم انقدر مشروب خورده بودن اصلا تو حال خودشون نبودن
پسر عمو مامانم با یه پسر دیگ از فامیل میرن پشت کمری سخره ای دور تر از مردم برا جیش کردن مثلا
یهو دیدیم همه دارن میدوون اون سمت که چی دعوا شده اساسی ...با یه دسته دیگ از فامیلا که اون طرف تر بودن که چی این دو تا احمق اینقد تو حال خودشون نبودن فک کنم یکی با زنش داشته از اون سمت رد میشده اینا رو بدون پوشش دیدن اینام خندشون گرفته دیگ دعوا بالا گرفته که باز قصد این کارو کردین و میخندین
دعوا در حد بزن و بزن و کاشت بادمجون زیر چشمها...
اخرشم دیگ نه کسی خوشحال بود نه رقصی نه بازی ای همه تو ماتم ....
مشروب خوردن تو جمع وقتی زن و بچه هست دیگه چه کوفتیه....اینم عاقبت مشروببببب