تمام عروسی های خانواده شوهرم هم لباس میپوشیدم هم میرفتم آرایشگاه البته خواهر شوهرا میگفتن زشته باید بپوشی و برقصی اونوقت ناراحت میشن در طول این ۱۰ سالیکه ازدواج کردم یه بار عروسی دختر خالم بود شوهرم اجازه نداد دیشبم نامزدی برادر زادم بود
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
دوست نداشتم خانوادم بفهمن که من اون شب نه لباس میتونم بپوشم نه آرایشگاه برم خواهرم بیعانه آرایشگاه رو داد و منم خیلی دوست داشتم برم خلاصه به داداشم گفتم که پول آرایشگاه رو جور کنه
توی آرایشگاه غلغله بود بخدا قسم بیشترشون فامیل دور عروس و داماد بودن من بدبخت عمه عروس به شوهرم گفتم چرا با من اینکار رو میکنی چرا شادیمون رو تلخ میکنی آخرش از داداشم قرض کردم گفت خوب کردی من ندارم بدم اینقد عصبیم کرد بخاطر خسیسیش گفتم بخدا حقته بهت خیانت کنم