2777
2789
عنوان

خونه خاله

134 بازدید | 10 پست

سلام من یه خاله دارم که مثل مادر خودم دوستش دارم

همیشه گردن من حق مادری داشته و میتونم بگم منو هم بزرگ کرده و بیشتر وقتا پیشش هستم خونشون شهرستانه و ما هر ساله میریم خونشون وضع مالیشون هم خیلی خوبه خیلی پولدارن و باغ و زمین و ماشینای لاکچری و من همیشه به خاله ام زنگ میزنم و باهاش صحبت میکنم و دقیقا مثل مادرم هست

با شوهر خالمم هم خیلی رفیق و صمیمی هستیم و اون هم منو مثل‌ پسر خودش دوست داره و خیلی با هم ارتباط خوبی داریم خالم دو تا پسر داره که هر دوتاشون تقریبا 30 سالشونه و یکیشون رفته سر خونه زندگیش و یکیشون هم مجرده و با این دوتا پسر خالم هم ارتباطم خیلی خوبه

سال پیش هم مجردی رفتم خونشون و موندم و خیلی خوشحال شدن اتفاقا فامیل های خیلی خوب و مهربونی هم شوهرخالم داره

بگذریم...‌....

رفیق صمیمی من برادر زاده همین شوهرخالمه و امسال میخواست بره خونه عموش که میشه شوهر خاله من و من هم گفتم باهاش برم بلخره هم خونه عموی اونه و هم خونه خاله من و اینکه چونکه فامیل هستیم و باهم رفیق هم هستیم خوش میگذرونیم

بعدش زنگ زدم به خالم که بهش اطلاع بدم میخوایم بیایم رفیقم زنگ زده بود قبلا گفته بود خودش میخواد بره من هم گفتم زنگ بزنم به خالم بگم میخوام با رفیقم بیایم

خالم گفت خوش اومدی عزیزم حتما بیا ما خیلی خوشحال میشیم گفتم ممنون و خداحافظی کردم به 2 ساعت نکشید که رفتم خونه و دیدم مامانم عصبانیه گفتم چی شده گفت خالت زنگ زده گفته نزار امیرحسین بیاد ما حال و حوصله نداریم و از این حرفااا....

منم خیلی ناراحت شدم چون واقعا توقع نداشتم از خالم

بعد چند روز دلم طاقت نیاورد زنگ زدم گفتم خاله چرا اینطوری گفتی به مامانم گفتش عزیزم من که چیزی نگفتم گفتم با مامان و بابات بیای بهتره و بیشتر خوش میگذره

من هم گفتم انقدر دو رو نباش و کاشکی به خودم میگفتی که نیام اینطوری بهتر بود تا اینکه به مامانم میگفتی که آبروم بره

گذشت و رفیقم رفت اونجا بعد یه هفته رفیقم زنگ زد گفت امیر گفتم چی شده گفت خالت برگشته گفته مامان امیر زنگ زده بهم گفته به امیر بگم نیاد اینجا و من از خودم نگفتم و باز اومدم به مامانم گفتم خاله اینطوری گفته گفتش خالت خودش به من گفت که نزار بیاد و من هیچ نقشی نداشتم و اینکه خالت پیش رفیقت اینطوری گفته که خودشو بد نشون نده

و در آخر بگم که خاله ی من خیلی مهربونه و اینکه پیر هم نیست که بگیم حوصله مهمون نداره با اینکه بچه هاش 30 سالشونه ولی خودش چهل و هفت و هشت سالشه تقریبا

نمیدونم والا خودمم موندم که تقصیر کیه

لطفا شما نظر بدید؟

حالا نمیشه شما ایندفعه گذشت کنی..از این ب بعد دوری دوستی در پیش بگیری اینجو ی احترام سرجاش هس

خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار می‌کشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله می‌شویم وبی صدا می‌میریم..

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

چقدر شما آویزونه اون بدبختایی

خدایا شکرت.  پیرو فیک بودن بعضیا  امشب دلم می خواست منم فیک بودم دردام همه ساخته خیالاتم بود همه ی همش برای این بود که نی نی سايت‌یها بهم توجه کنن کاش نوجوانی بودم که همه رو سر کار گذاشته  یا مردی بودم که میون زنا خودمو بانو جا زدم.

خب شما یه مدت رفت و آمدت رو کم کن ، اگر مادرت از خودش گفته باشه خاله ت پیگیرت میشه که بیا پیشمون و اینها ولی اگه اونم سراغی نگرفت بدون که زیاد مایل نبوده به رفت و آمدت

از قدیم گفتن در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته

خاله بنده خدات چه گناهی کرده همش مزاحم میشی آخه.

بعدشم وقتی زنگ میزنی میگی میخوام بیام اونجا اون بنده خدا نمیتونه دلت رو بشکنه!!! خودت متوجه باش داری زیاده روی میکنی!!

امان از ارتباط دو تا خواهر که بچه هاشون هیچموقع این ارتباط را نفهمیدند😅 به دل نگیر از خاله ات، من خودم همون اول فکر کردم که شاااید مادرتون گفته باشه که میکید هیچکدوم‌گردن نگرفتند و یا شاید زنگ زدند حرفهای دیگه ای گفتند و در نهایت به این حرف ختم شده باشه و با حرو بحثی بینشوپ پیش اومده و ... ولی حالا چون نمیدونی  کی گفته، ارتباطتون با خاله تون خوب باشه مثل قبل، ولی نرید اونجا بمونید دیگه.

سلب ارامش کردید ..درسته رابطه اتون خوبه ،ولی دلیل نمیشه هردقیقه راه بیفتید برید اونجا ..شاید میخوان تنها باشن شاید میخوان جایی برن و منتظرن شما برگردی ..

اندازه نگهدار ک اندازه نکوست 

میشه برای شادی روح مامانم ی صلوات بفرستید؟😢
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792