سلام من یه خاله دارم که مثل مادر خودم دوستش دارم
همیشه گردن من حق مادری داشته و میتونم بگم منو هم بزرگ کرده و بیشتر وقتا پیشش هستم خونشون شهرستانه و ما هر ساله میریم خونشون وضع مالیشون هم خیلی خوبه خیلی پولدارن و باغ و زمین و ماشینای لاکچری و من همیشه به خاله ام زنگ میزنم و باهاش صحبت میکنم و دقیقا مثل مادرم هست
با شوهر خالمم هم خیلی رفیق و صمیمی هستیم و اون هم منو مثل پسر خودش دوست داره و خیلی با هم ارتباط خوبی داریم خالم دو تا پسر داره که هر دوتاشون تقریبا 30 سالشونه و یکیشون رفته سر خونه زندگیش و یکیشون هم مجرده و با این دوتا پسر خالم هم ارتباطم خیلی خوبه
سال پیش هم مجردی رفتم خونشون و موندم و خیلی خوشحال شدن اتفاقا فامیل های خیلی خوب و مهربونی هم شوهرخالم داره
بگذریم.......
رفیق صمیمی من برادر زاده همین شوهرخالمه و امسال میخواست بره خونه عموش که میشه شوهر خاله من و من هم گفتم باهاش برم بلخره هم خونه عموی اونه و هم خونه خاله من و اینکه چونکه فامیل هستیم و باهم رفیق هم هستیم خوش میگذرونیم
بعدش زنگ زدم به خالم که بهش اطلاع بدم میخوایم بیایم رفیقم زنگ زده بود قبلا گفته بود خودش میخواد بره من هم گفتم زنگ بزنم به خالم بگم میخوام با رفیقم بیایم
خالم گفت خوش اومدی عزیزم حتما بیا ما خیلی خوشحال میشیم گفتم ممنون و خداحافظی کردم به 2 ساعت نکشید که رفتم خونه و دیدم مامانم عصبانیه گفتم چی شده گفت خالت زنگ زده گفته نزار امیرحسین بیاد ما حال و حوصله نداریم و از این حرفااا....
منم خیلی ناراحت شدم چون واقعا توقع نداشتم از خالم
بعد چند روز دلم طاقت نیاورد زنگ زدم گفتم خاله چرا اینطوری گفتی به مامانم گفتش عزیزم من که چیزی نگفتم گفتم با مامان و بابات بیای بهتره و بیشتر خوش میگذره
من هم گفتم انقدر دو رو نباش و کاشکی به خودم میگفتی که نیام اینطوری بهتر بود تا اینکه به مامانم میگفتی که آبروم بره
گذشت و رفیقم رفت اونجا بعد یه هفته رفیقم زنگ زد گفت امیر گفتم چی شده گفت خالت برگشته گفته مامان امیر زنگ زده بهم گفته به امیر بگم نیاد اینجا و من از خودم نگفتم و باز اومدم به مامانم گفتم خاله اینطوری گفته گفتش خالت خودش به من گفت که نزار بیاد و من هیچ نقشی نداشتم و اینکه خالت پیش رفیقت اینطوری گفته که خودشو بد نشون نده
و در آخر بگم که خاله ی من خیلی مهربونه و اینکه پیر هم نیست که بگیم حوصله مهمون نداره با اینکه بچه هاش 30 سالشونه ولی خودش چهل و هفت و هشت سالشه تقریبا
نمیدونم والا خودمم موندم که تقصیر کیه
لطفا شما نظر بدید؟