سلام خانوما. چند روز پیش جاریم زایمان کرد رفتیم دیدن بچش. من یه ماه زودتر از جاریم باردار شدم ولی ۳ ماهگی سقط شد . یه پسر دارم ۶ ساله. روزی که فهمیدم زایمان کرده خیلی دلم گرفت که بچم الان بغلم نیست ولی به خودم دلداری دادم آروم شدم. وقتی رفتم بچش بغل کردم خیلی ذوق کردم اصلا اون حس ناراحت دیگه نداشتم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یا تعریف میکرد فلانی اون موقع که بچم هنوز نوزاد بوده اومده میخاسته موی بچه رو قیچی کنه بره باهاش حموم کنه که بچه هاش سقط نشن.منم گفتم من به این خرافات اعتقادی ندارم
هرچی خدا صلاح بدونه میده.خداروشکر که یه دونه داری.دل شکستن نداره
200 سال پیش وقتی آمریکایی ها در لجن و کثافت زندگی میکردند ایرانیان مسواک میزدند.200 سال بعد وقتی آمریکایی ها کره ماه را فتح کردند ایرانیان همچنان مسواک میزدند!! آخه بهداشت خیلی مهمه