2777
2789
عنوان

غمگیننن

221 بازدید | 21 پست

با تمام وجود غمگینم،شادی م مال سالها قبله...!  

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

چرا 😔

امشب احساس میکنم به ته ته همه چی رسیدم.تو مهمونی و وسط شلوغی م پر بغض بودم.رفتم تو یه اتاق و تامیتونستم اشک ریختم

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

امشب احساس میکنم به ته ته همه چی رسیدم.تو مهمونی و وسط شلوغی م پر بغض بودم.رفتم تو یه اتاق و تامیتون ...

منم حال دلم خوب نیست امشب 

من سختگیر نیستم، ارزش قائلم.برای روانم، برای زندگیم، برای انرژیم و از همه مهمتر برای وقتم.
خوبه واقعا چون من یادم نمیاد شادی

کاش میشد برگردیم به سالها قبل که فک میکردیم همه چی سخته،چقد منتظر بودیم اینده برسه،اینم از اینده

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

منم حال دلم خوب نیست امشب

شماچرا عزیزم

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

نه که ما داریم رقص بندری می‌زنیم ، همه وضعیت شون همینه

متاسفانه درسته...

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

کاش میشد برگردیم به سالها قبل که فک میکردیم همه چی سخته،چقد منتظر بودیم اینده برسه،اینم از اینده

هرجا وایسی میگی آینده و آینده خودش ساخته نمیشه. ما می‌سازیم 

ک البته من امروزو ول کردم چ برسه اینده

هرجا وایسی میگی آینده و آینده خودش ساخته نمیشه. ما می‌سازیم ک البته من امروزو ول کردم چ برسه اینده

ولی خیلی چیزا دست ما نیس.تو بعضی اتفاقا ما کوچکترین دخالتی نداریم 

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

اوه اینجور اتفاقی افتاد اونجا

نه عزیزم.کلا حالم خوب نبود.مدتهاست خوب نیستم.

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

از اینکه اینهمه ادعای قوی بودن دارم خستم ،از اینکه باید نقش بازی کنم که مباداخانوادم ناراحت بشن خسته شدم.

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108