یکی ازآشناها رفته حج برا همه پارچه آورده گذاشته خونه مادرشوهرم که بده به ماها من رفتم اونجا یه جعبه اوردم گفتن این برا دخترشماس یه پارچه نارنجی کت شلواری بعدامشب خونه خواهرشوهرم بودیم مادرشوهرم بمن گفت پارچتون اشتبا شده اون مال دختربرادرشوهرته بده ببرم براش دخترش اومده ناراحته یه پارچه دیگه بود سبزرنگ اونو شماببرین الیته زیاد پارچه جالبی نبود الان من ناراحت شدم بنظرتون حق دارم هنوزم پارچه رو نبردم شمابودین چکارمیکردین