من با خانواده شوهرم قطع ارتباطم، الان شوهرم رفته شهرستان خونه باباش اینا و از ظهر که خودم زنگ زدم ببینم سالم رسیده، هیچ خبری ازم نگرفته، خیلی عصبانیم!!!چه واکنشی نشون بدم؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دقییقااا، تازه همین الان پیام داده کجایی سرت گرمه سراغ منو نمیگیری!!!!!
وایییییی انقدر بدم میاد دست پیشو میگیرن که پس نیافتن اه اه بیشعپرای گراز برای اینکه تو هچل نیافتن سریع خودشونو میزنن به اون راه میگن باز از کجا عصبی یا این حساسیاتا چیه نشون میدی خب زهرمار مردک الدنگ
نمیتونه، کلا توان مدیریت روابط من و خانوادشو نداشت، با بی عرضگیش باعث شد هربار خواهراش بهم توهین کنن منم قطع ارتباط کردم، یه مدت خودشم قطع ارتباط کرد ولی به بهانه مرگ و میر فامیل و مریضی باباش و ...باز رابطشونو باهاش درست کردن
نمیتونه، کلا توان مدیریت روابط من و خانوادشو نداشت، با بی عرضگیش باعث شد هربار خواهراش بهم توهین کنن ...
پس تو باید ی حرکتی بزنی بنظرم اشتی کن باهاشون اینحوری خوب نییس اصلا از کجا معلوم چیا تو گوشش بخونن الان تنهاش نزار هرگز هر جا رف برو باهاش خواهراشم چیزی کفتن توم جواب بده اما پیش شوهرت تعریف نکن اون چی گف من چی گفتم ساده نباش بزار اونا بده شن نه تو