2777
2789

سلام دوستان  من ۱۴ سالم بود پسر عموی بابام خواستگارم بود عاشقم بود  اول اسم منو رو دوسش تتو کرد 

ولی عمم و شوهر عمم نزاشتن منو نامزد پسر عمم کردن اصلا راضی نبودم به اجبار بابام بود در آخر هم  پسر عمم خدا از عمم و شوهرش  نگذره رف با یکی دیگه ازدواج کرد    

 و پسر عمو بابام بعد  سه سال رف زن گرف الانم ی بچه داره

از اون موقع تاالان ۱۳ سال میگذره و من هنوز مجردم 

هرزگاهی سالی ی بار پیام میداد دلم برات تنگ شده تا امسال گفت  دیگه بد جور داغونم  آخر میام میگیرمت تو عشق اولمی تا ابد نمتونم فراموشت کنم  منو به زور راضی کرد تا بهش گفتم باشه هرچی گفتم تو متاهلی زن داری بچه داری نمیشه  گفت نه میتونم 

تقریبا دوماه بهم پیام میدیدادیم تا  دیشب بهم گفت دیگه تحت هیچ شرایطی به من پیام نده و زنگ هم نزن  خیلی شکستم  من دلی دوسش داشتم حتی حاظر بودم شرایطش هم بپذیرم 


تعداد رای : 2
نظرسنجی
تنها
2
100%
باران
0
0%
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792