اسمش مصطفی بود، با پدرش مشکل داشت!!
آخرین دفعه گردنم رو بوسید و بغلم کرد، دیگه ندیدمش...
بعد از رفتنش دیدگاه یه شهر تغییر کرد!! مادرش آواره شد، خواهرش ازدواج خوبی نکرد و پدرش هم باز کارهای خودشو انجام میداد...
اون خیلی اشتباه کرد!! این راه حل نیست...