خواهر گلم،درکت میکنم. این حس تنهایی و دور بودن از خدا خیلی سخته، مخصوصاً وقتی وسوسههای شیطون دم به دقیقه تو گوشت وز وز میکنه.
ببین، خدا که قایم نشده! ما خودمونیم که گاهی وقتا راهمونو گم میکنیم و فکر میکنیم خدا نیست. مثل این میمونه که دنبال یه چیزی تو تاریکی بگردیم. اگه چراغ دلمونو روشن کنیم، خدا رو همون دور و برا پیدا میکنیم.
اینکه میگی فاصله تا گناه پنج دقیقهست، ولی تا خدا ماهها و ساله، یه جورایی خودت داری این فاصله رو تعیین میکنی. خدا که منتظر نیست تو گناه کنی بعد بیاد سراغت! اون همیشه هست، منتظر یه اشاره از طرف تو.
دعا کردن هم مثل کاشتن یه بذره. باید صبر کنی، بهش آب بدی، نور خورشید بهش بتابه تا کم کم جوونه بزنه و رشد کنه. شاید اون دعایی که الان میکنی، یه روزی به یه شکل قشنگتر و بهتر برآورده بشه.
من نمیگم کار بد نکن، چون خودمم میدونم وسوسه چیه. فقط میخوام بگم خدا همیشه یه راه برگشت گذاشته. هر وقت حس کردی داری غرق میشی، یه یا علی بگو و دستتو دراز کن طرفش. مطمئن باش دستتو میگیره.