من خیلی صبر کردم و فرصت دادم ک تمومش کنن
خودشون تموم نمیکردن و مدام صحبت میکردن و میرفتن پیش هم و قصدشون جدی بود ولی دختره درخال طلاق بود وهنوز طلاق نگرفته بود به نامزدش خیانت کرده بود و اونم فهمیده بود ولی الکی دراوردن که پسره معناد بوده طلاق گرفتن
منم دیدم دست برنمیدارن یبارم شوهرم کتکم زد دیگ به مادرشوهر و شوهر دختره ک فامیلمون بودن گفتم اوناهم پیگیری کردن ولی صدا از همونجا درشد دیگه