شاید ترس از دست دادن داره که نشونه دوست داشتن نیست شاید برای زندان بان خودش هم روزی گریه کنه
و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت میکشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر میشوند و مثل یک درخت توخالی ، پوستهای بیش نیستند. و عاقبت به روزی میافتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمیدانند چرا زندهاند…
ولی یبار یه پسر خیلی با ابهتی منو دوست داشت یه نفر به دروغ بهش گفت این دختر فلان کارو با فلان پسر کرده اینم تو پادگان بود زنگ زد بهم گفت واقعا این کارارو کردی ؟؟ بغضی بود شدیدا گریه کرد