وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!
نفرت یکی از مخربترین نوع شرایط ذهنی است . نفرت بدن را مسموم میکند و اثرات آن غیرقابل جبران است ● نگرانی یکی از بدترین اشکال فعالیت ذهنی ، بعد از نفرت است که عمیقا خود مخرب است ● هیچ چیز در زندگی اتفاق نمیافتد -هیچ چیز- که ابتدا در سطح فکر نباشد ! آیاتی از کتاب گفتگو با خدا _ جلد اول ❤
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ما ديگه حداكثر تا ٨ شامو خورديم و جمع كرديم شما تازه ميخواي سوپ بزاري😀
گمان میکنم راهی که میسپرم راه من است و آن را آنگونه که باید میسپرم. عادت به داشتن اعتمادی پابرجا که اگر با سوگندی موکد شده بود ایمان نام میگرفت را حفظ میکنم.
گمان میکنم راهی که میسپرم راه من است و آن را آنگونه که باید میسپرم. عادت به داشتن اعتمادی پابرجا که اگر با سوگندی موکد شده بود ایمان نام میگرفت را حفظ میکنم.
نه برای خودمون شوهرم غذای ساده پذیرا نیست همیشه با تزئین و تشریفاتی خودم عادتش دادم خونه مامانش به نونو ماست میگفت لاکچری
وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!