الان بهم زدم پنج ساله از اخرین دیدارمون گذشته. هر از گاهی با شماره های مختلف به هم تک میزدیم تو این مدت. نمیدونم چرا از ذهنم نمیره من از روی علاقه بهش تک مینداختم اون نمیدونم چرا اینکارو میکرد. نتونستم فراموشش کنم این مدت چه کار کنم؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب اگه بلاک کره چرا بهت دیگه تک میندازه مرض داره مگه. پس بیخیالش شو ادم سمی هستش. برو با یکی دیگه دو ...
بقیه ام حس می کنم میخوان بهم بی توجهی کنن میترسم همون اول بهم میزنم گرفتار نشم. از بی توجهی خیلی بدم میاد اگه قراره بهم بی توجهی بشه خوب پس تنها باشم دیگه. ولی نمیدونم چرا اون از ذهنم نمیره.