2777
2789
عنوان

حررراااست

109 بازدید | 15 پست

بچه ها حق با کیه 

من و همکارم تو محل کار با یه خانواده بحثمون شد و پسر اون خانواده میخاست به همکارم پسر حمله کنه که نداشتن و فحش و اینا داد 

بعد من زنگ زدم نگهبانی که بیان جمعشون کنن ولی تا اینا  برسن اونا رفتن پرخطری از نگهبان نشد 

بعد من چون دیدم خبری نشد یه گزارش نوشتم و به بقیه دادم و پنج نفر امضا کردن که حراست حضور نداشت و دادم  رییس 

بعد امروز همکار آقا گف از حراست زنگ زده بودن منو دعوت کردن و منم رفتم قشنگ توضیح دادم 

بعد خود من امروز رفتم سرکار به حراست سلام کردم جواب نداد ☹️☹️☹️☹️

خب ناراحت شده از دستت

فقط 3 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تیکر پایان سال🦋و خدا دوباره تورا جمع و جور خواهد کرد؛چنان که گویی هرگز از هم نپاشیده بودی.🎑رنج آدم را نمی کشد، بی معنایی میکشد.نیچه به ما میگوید اگر چرای زندگیمان را پیدا کنیم هر درد میتواند بخش رشد و شکل گیری مان شود؛رنج تبدیل به آینه ای برای دیدن خود واقعی میشود؛شاید معنا ساختنی است، از زخمها و روزهای سخت.🦋سرنوشت این است که هیچگاه نمیتوانم به گذشته برگردم تا اتفاقات رخ داده را عوض کنم، ولی دستکم میتوانم تکلیف زمان حال را مشخص کنم و آیندهای جدید بسازم.باید به جایگاهی برسم که کوچکترین حسرتی از روزهای گذشتهام نداشته باشم!💌روی هیچکس حساب باز نکنیدوقتی پا به تاریکی میگذاریدسایه ی خودتان هم شما را ترک میکند...✒️اگه از من بپرسی، می گم تموم پختگی ها و بالغ شدنا از یک جدایی شروع می شه؛ جدا شدن از یک عشق، جدا شدن از یک امنیت، جدا شدن از یک قدرت، جدا شدن از یک وابستگی، جدا شدن از هرچیزی که فکر می کنی بدون اون پوچ می شی. جدایی ها اتفاق می افتن تا بهت یاد بدن که بدون هیچ چیز پوچ نمی شی. تا یاد بگیری تو فرا تر از اتفاقات بد زندگیت هستی، و همیشه چیزایی هستن که بهت معنا بدن. تا تجربه کنی و قوی تر بشی. تا خودتو پیدا کنی و بدونی همیشه راه هایی هستن که انتظار قدمات رو می کشن و دنیات اونقدر بزرگ هست که تو چهارتا اتفاق بد خلاصه نشه.💛

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تو اشتباه کردی بنظرم. حالا اگه دوبار سه بار این کار حراست تکرار شده بود اره. ولی یبار رو بنظرم ارزش استشهاد جمع کردن شما رو نداشت 😒

کار اونارم توجیه نمیکنم ولی برداشتم اینه ک اونام عمدی نبوده نبودشون بالاخره بی کار نبودن یا شادم دیر یا زود خودشونو میرسوندن 

تو اشتباه کردی بنظرم. حالا اگه دوبار سه بار این کار حراست تکرار شده بود اره. ولی یبار رو بنظرم ارزش ...

نرسوندن اخه 

چرا باید بهمون  فخخحش  بدن 

 باره چندمشونه


به منم فحش دادن

خو دیگه اقتضای کارتونه با هر جور ادم سر و کله زدن . بعد شما ی لحظه فک کردی مث تو فیلماس ک زنگ بزنن حراست بعد یهو بیان طرفو شوتش کنند بیرون 😂

الان بادیگاردام این کارا رو نمیکنن😘😂

حق داشتی ها دلت میخواسته حراست بیاد و قائله بده ب بحث و اینا ولی ب هر دلیل نیومده . ی تذکر یا ی صحبت خودت باهاشون میکردی کافی بود تا اینکه بری براشون استشهاد و اینا جمع کنی. بالاخره خوب یا بد شما باهم همکارید و هر روز چشم تون تو چشم هم هس. اتفاقا کار درست همینه ها ولی متاسفانه سیستمای ما مشکل داره . باور کن رئیس هم ی تذکر داده فقط بهشون .

ولی خوب چون وجهه حراست پیش رئیس خراب شده الان از تو کینه ب دل گرفتن.

ول شون کن . ان شاالله همیشه ادمای خوب ب پستت بخورن 

من ی همسایه داشتم بد بد بد

ولی چون جفتمون صابخونه بودیم تحملش کردم سالی یبار تحملمو از دست میدادم جلوش درمیومدم. واحد کناریم بود و کاری نمیتونستم بکنم.

ولی زجر کشیدما .

شاید اگه هر روز جواب کاراشو می دادم و دعوا میکردم خالی میشدم ولی اونوقت همش خوب بود اعصابم خورد باشه و ...


دیگه وقتی خونمو فروختم و خیالم راحت شد ی دعوایی باهاش کردم ک نگو .هممممممه کینه هتم از اون ۶ سالی ک پیشش بودمم رو سرش خالی کردم. ینی اصن خودش هاج و واج مونده بود از دیدن این قابلیت من . تا اون لحظه فکرشم نمیکرد زبون من از خودشم دراز تر باشه. ولی قبلش چاره نداشتم ساخته بودم باهاش. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز