تنها چیزی که خوشحالم میکنه فکر کردن به مرگه
زندگی با پدر معتاد که حمایتت نمیکنه و مادری که فقط خونواده خودشو میخواد وحشتناک تر از اونیه که تصور میکنین
نه خواستگار دارم نه چیزی
سالهاست عین خر کار میکنم اما به جایی نمیرسم
ادم زبون بازی هم نیستم سر همین دوست داشتنی نیستم چندروز دیگه تولدمه و از اینکه تو این سال انقدر سختی کشیدم کلافه ترینم
بخدا اگه بهم بگن ارزوهام براورده میشه هم نمیدونم چه ارزویی کنم جدی جدی حس میکنم قسمت هایی از وجودم و درونم مرده🥺