2777
2789
عنوان

جاریم با حرفش خیلی ناراحتم کرد

192 بازدید | 3 پست

فرداشب عروسی دعوتیم با شوهرم مادرشوهرم گفت بچسب ب شوهرت باهاش برو نذار با دوست و رفیق بره منم گفتم اگه ببرم خب میرم بد چند دیقه جاریم گفت فرداشب بریم عیدی فلانیه منم گفتم شاید نباشم فرداشب من بد جاریم گفت خیالت راحت فردا نمیبرت عروسی الکی دلتو صابون نزن خواهرشوهرمم ی لبخند زد بهم با حالت دلسوزانه اعصابم ریخت بهم برادرشوهرمم گفت با زن و بچه دعوتش کردن ینی رفیقاش مهم تر از زن و بچشن؟؟؟

من تو همچین موقعیتی می گه حالا ببینم چی می شه می ریم یا نمی ریم!   جاری هم اون خرب زد می گم خیلی مشتاقی تو کارهات بکن و برو عروسی! 

ادم کنار میاد، کنار میاد، کنار میاد، بعد یه روز می بینه دیگه نمی تونه کنار بیاد، از همون کنار می زاره می ره!

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

اسی بعضی وقتا بعضی حرفا بااااید آدمو تکون بده بعضی وقتا بعضی حرفا آدمو به خودش میاره 

از حرف جاریت ناراحت نشو بلکه ازش درس بگیر و یکم محکم باش 

جاریم شوهرش هرروز قلیونی و پاسور بازی بود بعد به زنش میگفت من رفتم شرکت 

بعد تازه جاریم به من زخم زبون میزد که شوهرتو خونس شوهرمن زحمت میکشه

منم چندبار شستمش گفتم برو ببین شوهرت با کیا نشسته به سیگار و قلیون و پاسور واسه من لاف نزن و‌من درواقع میخواستم زنش بفهمه این کجاس 

یه جاری دیگمم هربار بهش میگفت میدونی شوهرت کجاس؟

یا میگفت تو‌که شوهرت هیچوقت باهات نیس 

ولی در واقع میخواست جاریمو تکون بده که حواسش بیشتر به شوهرش باشه 

اونم حواسش جمع شد و شوهرشو از بین رفیقای بد کشید بیرون با سختی 

شمام این حرفا رو درس بگیر ازش و یکم محکم باش یه چیزی هست که مادرشوهرتم سفارش کرده بهت 

نذار شوهرت اینقد راحت رفیق بازی کنه و محلت نذاره سفت بگیر براش و پای همه چیز وایسا 


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792