خونه تکونی س روز پشت سرهم منو میبرد خونشون ک کمکش کنم
سر هر مهمونی زنگم میزد بیا کمکم
واسه لباسا عیدش منو برد شیش ساعت منو کل شهر گردوند ک لباس عید بخره
بچشم همیشه پیش ما بوده هر روزز
مسافرت رفتم برا خودش و بچش سوغات خریدم
حالا عیذ رفتیم خونشون به من هیچی عیدی نداد
ب ابجیم۵٠داد
امشبم مهمونی داشتن دیدم به بچه ها خواهر شوهزش
نفری ۲٠٠داد سه تا هم بچه داره خواهر شوهرش
من ۱۸سالمه ارذواجم نکردم هنوز
همش پیشش ب شوخی میگفتم چقد عیدیم میدیا
انقد ناراحت شدم ازش
چون هر روز هرشب خونه ماست هروقت کار داره بچشث میزاره پیش من همیشه
منم به پشمش حساب نکرد سر عیدی دادن
من عیدی واقعا مهم نیست
فقط بحث احترامه
بنظرتون حق دارم ناراحت شم؟