شما بودید ناراحت نمیشدید
تولد شوهرمه امروز دیشب بهش گفتم پول بده نگفتم برای چه کاری نداد گفت میخوای کادو بگیری با تولد من نه پول دارم نه میدم خواهرشم ظهر پیام داد بمن ک تولد میگیری گفتم نه بعد چون ما طبقه بالا مادر شوهرم ایناییم من دیدم صدا همه میادو بو غذاشونم میاد نگو شام گذاشتن تولدم خودشون میخوان بگیرن نکردن بمنم بگن ک حداقل کادویی چیزی تهیه کنم بقدری ناراحت شدم ک نگو . ب شوهرمم گفتم عجب بابا عجب پول ندادی بمن خودم تولد بگیرم الان شب همه تیکه میان ک عرضه نداشت ی کیک بگیره چون دیگه میشناسمشون
چون پارسالم شوهرم گوشی برام خرید الان میگن ی تولد برا داداشم نگرفت و اینا بعد مادر شوهرم پاشده تولد بگیره . خرج اونام ما میدیم اون کیکم با پول ما گرفته شده پس بهتر بود خودمون میگرفتیم . اصلا ناراحتم خیلی