همینجوری گذرا داشتم تاپیکایی رو نگاه میمردم که ظاهرا خیلی حق باهاشون بود اما لیست تاپیکاشونو که نگاه کردم نظرم عوض شد.
ماها هر کدوم این پشت پر از احساسات مختلفیم و گاهی این صفت های زشتمون که از بچگی بوده یا طی اتفاقاتی بوجود اومده یجوری ریشه میزنه تو وجودمون که علاوه بر خودمون و اطرافیانمون، مجازی هم اذیت میکنیم.
مثال خودمو میزنم:من قبلا بشدت حسود بودم، بخاطر شرایط خیلی بدم، اما یروز به خودم اومدم دیگه شادی دیگرانو بد برداشت میکنم، خرج کردن بقیه رو فخر فروشی، حرفای مردم رو دشمنی و تیلی گنده میکردم، آرزوی مرگ داشتم
تا بخودم اومدم چرا باید بمیرم، چرا عوض نشم
اعتزاف میکنم واقعا سخت بود
حسودا متکبرا بد برداشت کنا میفهمن من چی میگم
کنار گذاشتن یک عاوت و سوء خلق واقعا سخته.
اما با تمرین رفت
الان باشادی بقیه میشه خوشحال بود
میشه حتی تیکه ی بقیه رو رد کرد
نمیشه با همه جنگید
میشه آروم بود و زندگی خودتونو آروم کنید
بچه هامون واقعا گناه دارن