یه سری گفتم استاد موسقیم حرفاش عادیه یا نه؟ که میگفت بغلت کنم و این داستانا قبل عید جلسه آخری که رفتم انقدر اومد نزدیکم که اولش یه پاش بین پام بود آخر سرم زانوشو زد به زانوم!
چند سالته که نمی دونی عادی نیس و تابلو مرتیکه هوله
کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونه مو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره.نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجا مو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمی گیره 🍀
کلاسش کوچیک و شلوغ بود داشیتم گروهی تمرین میکردیم بعد من وسط ردیف جلو نشسته بودم پشت سریم داشت ویالون میزد اومد گفت نه اینو اشتباه گرفتی دستت قشنگ خم شد رو من به اون بگه چیکار کنه! انقدر اومد جلو که نتونستم حتی پامم جمع کنم پاش دقیقا وسط پام بود هی با خودم گفتم این الان یا دستش میخوره بهم یا یع دفعه زانوشو زد بهم ...بعد جلو همه بود ولی خب کسی دید نداشت به پایین که ...چیکار میکردم داد میزدم سرش؟ سعی کردم به رو خودم نیارم یکم که رفت عقب پامو انداختم رو پام جمع تر نشستم
منحرفهاین چیه پیشش میری؟ عوض کن استادتوهی تو هیچ نمیگی هی پیشروی میکنه یهو دور هز جون ی بلایی سرت می ...
اخه گفتم دیدم با بقیه ام راحته و اینا گفتم این حتما مدلشه چیزی تو دلش نیست و چه میدونم هی سعی کردم پاک فکر کنم دیگه این سری آخر تو جمع با اینکه با همه شوخی میکرد ولی رسما دیگه منو خیلی تحت فشار گذاشت🤦🏻♀️