2777
2789
عنوان

گرمم کن

260 بازدید | 0 پست

آدم گاهی آن قدر دلش می گیرد که به سایه ای گرم می شود.

می بیند عجب چشم های دیوانه ای دارد.

و آغوشش بهشت است.

و صدایش آشناست.

سایه ای که از قصه ای دور آمده. از سرگذشتی دیرین. از دنیایی آشنا و از

روزهایی آتشین.

آدم گاهی آن قدر دلش می گیرد که به سایه ای اعتماد می کند.

او را به شب نشینی رویا دعوت می کند. او را به حال خوش خلسه می برد.

آدم گاهی آن قدر دلش تنها می شود که به سایه ای می گوید:

« گرمم کن. »

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108