من ۲۵سالمه و هفت ساله ازدواج کردم ی بچه پنج ساله هم دارم شوهرم ب شدت عصبیه و اصن حرف حساب حالیش نمیشه وضع مالی چندان درستیم نداریم اصنم تو خونه رابطه درستی نداریم مدام بیرونه با رفیقاش و اصن تو خونه با من و بچم وقت نمیگذرونه وقتیم میاد جرعت حرف زدن باهاش و ندارم بسکه تند برخورد میکنه.. الان حدود پنج شش ماهه میگه من ی بچه دیگه میخام هم خودش مدام میگه هم اطرافیانش ک باید ی بچه دیگه بیاری من دلم نمیخاد تو این زندگی یکی دیگه بیارم چون واقعا دلی ب این زندگی ندارم حداقل ی چند سال دیگه بگذره بلکه یکم پا به سن گذاشت آروم تر شد یکی دیگه بیارم.. بنظرتون چیکار کنم بقران انقدی ذهنم درگیره و آشفتم ک از خواب و خوراک افتادم
‿︵‿︵‿ ♡ تاجے ام ♛ ‿︵‿︵‿جانی دپ، از اونور دنیا، انگشتری با نماد فروهر دستش میکنه،نمادی که ریشههای هزاران ساله تاریخ ایران رو نشون میده و جهان بهش احترام میذاره…🙂اما اینور، خودِ ایرانی در رسانه ملی، به همان تاریخی که اصالت و عظمتش قرنهاست زبانزد دنیاست، سنگ پرتاب میکنه!💔🤦🏻♂️از خودی میخوریم همیشه