پسر من چهار سال و نیمه است اون دخترش ۱۲ سالشه
والا منم همچین ذوقی ندارم برای بارداریم بخاطر تنها بودنم اومدم عید خونه مادرم اما احساس مزاحم بودن می کنم
یه جوری شده رفتاراشون باهام ..انکار کار اشتباهی کردم مخصوصا کارای خواهرم ..مثلا رفتیم عید دیدنی من نمیخواستم زود کسی بفهمه بدون هماهنگی با من خبر بارداریمو داد آنقدر حرص خوردم اما هیچی نگفتم ..فقط میخوام شوهرم بیاد دنبالم برگردم خبرم خونه خودم