2777
2789

خونواده من خیلی رفت و آمدی نیستن، فقط با خودمون رفت و آمد داریم، اونم همه ی آخر هفته ها خونه ی مامانم. (از بعد کرونا بیشتر اینجوری شدیم)

فقط  من یا داداشام برای جشن تولد خودمون یا بچه هامون مهمونی میگیریم و شام میدیم و همو دعوت میکنیم.

خونواده همسرم برخلاف ما رفت و آمدهای خیلی زیادی دارن و رفت و برگشتی هستن و بسیار هم پرجمعیتن. مثلا یه خاله اش میاد خونه ی مادرشوهرم با ده تا بچه اش که هرکدوم متاهل هستن و چندتا بچه دارن

من اولین سالی که رفتم تو این خونواده ، داشتم سرسام میگرفتم، شاید روز اول نزدیک صد نفر اومدن خونشون (با اینکه سال کرونا بود)

من داداشامو خونه ی مامانم تا حالا دوبار بعد سال تحویل دیدم، معمولا عادت ندارن بیان خونه ی من، مخصوصا که اسفند تولد من بود و شام دعوت شدن

امروز شوهرم به من تیکه انداخت که شما رفت و آمدی نیستین چندان...

حس خوبی از حرفش نگرفتم، نمیدونم چیکار کنم به خونوادم بگم عیددیدنی بیان خونه من؟

والا با بچه 8 ماهه برام سخته ، مخصوصا که هم باید افطار بدم و هم شام.

 چند وقت دیگه میخوام برای بچه ام دندونی بگیرم ودعوتشون میکنم

(نمیتونم بگم همینجوری بعداز ظهری یا بعد افطاری بیان چون فاصله خونه ی من و اونا دوره، دوتا شهر مختلفیم و چجوری افطار کنن بنده های خدا... )

من فعلا خونه مامانم هستم و قراره وقتی برگشتم خونواده همسرم بیان خونه ی ما عیددیدنی، اونا بعد افطار احتمالا میان.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

منم یه داداش دارم خونه مامانم میبینبم همو.خونه هم شاید سالی یبار بریم شاید نریم.رفت امد با عمو عمه خاله هم که دیگه سالهاس جمع شده.خانواده شوهرمم فقط خواهر برادرا رفت امد دارن که اونارو هم سالی یکی دوبار دعوت نیکنم.سالی یکی دوبارم دعوت میکنن تموم شد رفت

منم یه داداش دارم خونه مامانم میبینبم همو.خونه هم شاید سالی یبار بریم شاید نریم.رفت امد با عمو عمه خ ...

ما هم سالی یکی دوبار دعوت میگیریم همو... هم از طرف خوانواده همسرم و هم از طرف خونواده خودم.

ولی چون با مادرشوهرم تو یه ساختمونیم و اونا هم بزرگ فامیل هستن، خیلی مهمون میاد براشون. 

شوهرم حس میکنه مهمونایی که برای پدرشوهرم و مادرشوهرم میان، مهمونای خودش هستن

درحالیکه مطمئنم اگه خدای نکرده روزی این دو نفر نباشن، بساط این مهمونا هم جمع میشه.

شوهرم صبح به من زنگ زده و میگه مهمونای بزرگمون دیشب اومدن و رفتن و راحت شدیم و خاله بزرگم و بچه هاش بودن (بالای 30 نفر)

من قبلا بهش میگفتم اونا مهمونای تو نیستن، مهمونای پدر و مادرت هستن و هروقت اونا اومدن خونه ی ما، میشن مهمونای ما...

اینقدرم خودشو معذب میکنه و از صبح زود میره خونه ی ننه اش میشینه تا غروب تا احیانا مهمونا بهشون برنخوره ....

منم یه داداش دارم خونه مامانم میبینبم همو.خونه هم شاید سالی یبار بریم شاید نریم.رفت امد با عمو عمه خ ...

درواقع شوهرم انتظار داره خونواده ی من بیان عیددیدنی خونه ی پدر و مادرش...

نه ، بخاطر حذف شوهرت دست به مدل خونوادت نزننمیشه که بزور بیاریشون، بدتر حرف در میاره، میفهمه احساس ض ...

اگه بهشون بگم میان حتما...

ولی خب با بچه براشون سخته، مخصوصا که یه داداشم خانمش فوت کرده.

نه ، بخاطر حذف شوهرت دست به مدل خونوادت نزننمیشه که بزور بیاریشون، بدتر حرف در میاره، میفهمه احساس ض ...

باروت میشه پارسال و سالهای قبل به خاطر این مساله کلی دعوامون شد

امصسال به خاطر بچه هردومون یه کم صبور تر شدیم ولی خب خوشم نیومد که به من تیکه انداخت.

والا که من 4 روز خونه بودم، هیچکس از خونواده خودش نیومد خونه ی ما عیددیدنی، قراره هفته ی دیگه بیان، حالا نمیدونم میان یا نه.... مهمونای پدر و مادر خودش رو میذاره به حساب خودش....

منم با بچه ام فعلا اومدم شهر مادرم اینا.... چون مهموناشون بچمو بوس میکردن و میترسیدم مریض بشه.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز