خانوما خواب دیدم یه غسالخانه هست همه توش جمع شدن منم دم درش بودم داشتم نگا میکردم بعد صدای مداحی هم زیاد بود
بعدش رفتم یه اتاق
روی تخت یه زن که مرده بود دراز کشیده بود غسلش هم داده بودن
بعد شوهر و پسر زنه اومدن زنه رو نگا کنن صورت زنه رو من باز کردم فهمیدم زنه خودکشی کرده جای دار زدن رو گلوش بود بعد همش شوهرش گریه میکرد میگفت تمام تقصیر من بود تقصیر من بود