2777
2789
عنوان

تنهایی تو عید

171 بازدید | 7 پست

۳ روز از سال جدید رفته من هر ۳ روزش و گریه کردم من دلم میخواست تو خونه زندگی خودم باشم با همراه زندگیم یا سفر باشم باهاش نه اینکه با حال بد و درد و فشار پایین بگذرونم روزای عیدو اخه مگه ازدواج چی بود که انقدر برا من نشد حالم خیلی بده خدا برا همه خدایی میکنه روزای جوونیم داره این طوری تو حسرت و تنهایی میگذره از عیدا بدم میاد تعطیلات بیشتر دلم میگیره این زندگی تموم نمیشه کاش توان تموم کردنش و داشتم 

میدونی با این وضع اگه ازدواجم بکنی خوشحال نمیشی؟

تو از تنهایی خودت لذت نبری نمیتونی از حضور یکی دیگه هم لذت ببری

معجزه ای با ازدواج اتفاق نمیفته

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

میدونی با این وضع اگه ازدواجم بکنی خوشحال نمیشی؟تو از تنهایی خودت لذت نبری نمیتونی از حضور یکی دیگه ...

من وقتی تا ۳۲ سالگی تنها بودم سر کار رفتم کلی کلاس و دوره خودشناسی رفتم چیزای مختلف و تجربه کردم از زندگیم اشباعم این حرفارو لطفا برا من نزن خودت با خودت حالت خوب باشه هیچکس تا همیشه نمیتونه فقط خودش با خودش حالش خوب باشه من نمیدونم شما چندسالته ولی اگر زیر ۲۸ سال داری خیلی زوده برا این نقطه زندگی اینو بگی 

من وقتی تا ۳۲ سالگی تنها بودم سر کار رفتم کلی کلاس و دوره خودشناسی رفتم چیزای مختلف و تجربه کردم از ...

۳۷ سالمه

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108