2777
2789
عنوان

اونایی ک واکسن کرونا زدن بدبخت شدن

| مشاهده متن کامل بحث + 4941 بازدید | 156 پست

برید دعا کنید واکسن وارد کردن بساط اون روزای سخت جمع شد وإلا همتون بر اثر وایتکس و الکل و کرنا ریه هاتون سفید شده بود.انقدرم الکی هر دردی رو به واکسن ربط ندید

در خانواده‌ های ایرانی حفظ ابرو همیشه مهم تر از سلامت روان بوده. در واقع ما برای برنده شدن در برابر مردم به خودمون میبازیم... و در نهایت میشیم یه تعداد روانی ابرومند
منم امشب اولش ترسیدم تو تاپیک ظهور بودم و استرس گرفتم که ترکید الانم اینجام


ی مشت ادم ازخدابی خبر که همه جادنبال بحث وجنجال هستند تاپیک ب اون خوبی روتعطیل کردن واقعا تاپیک جز خوبی وپاکی چیزی نداشت

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

دقیقا تو خانواده خود ما اونموقع که هنوز اوایل واکسن بود و نوبت طولانی داشت، تو یک هفته پدر،‌ مادربزر ...

ماها که عزیز از دست دادیم قدر واکسن رو میدونیم

روح اون عزیزی که تا اومد واکسن رو وارد کرد شاد وگرنه ما همچنان کشته میدادیم

پدرها حرفهای نامفهومی میزنند سپس روزگار آن را برای ما توضیح میدهد

اره از بس ک بد بختم برادر و خواهرم مجبورم کردن ک باید بزنی وگرنه نمیزاریم اینجا پیش ما زندگی کنی

کدومشو زدی؟سینوفارم یا برکت یا اون یکی؟

لایک نکن هموطن🫡🥲🗿زندگی زیباست اما عادلانه نیست_هیچکسو قضاوت نکنید_دعا کنید من خوشبخت شم_
الهییییییییییییی🥲🥲🥲🥲🥲🥲

باورت نمیشه داره میشه ۴ سال ولی هنوزم هیچکس تو این خانواده کمر راست نکرده از دردی که کشیدیم

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر      لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀     دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام                  سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
اره مامان خودمم چون اون یکی داداشم از شهر دیگه اومد سه روز پیش مامانم بود به داداشای دیگم گفت چیکار ...

ان شاءالله ۱۲۰ سال سایشون بالا سرتون باشه

خلاصه که روزای سختی رو‌گذروندیم

چه هشتگ هایی که زده نشد

پدرها حرفهای نامفهومی میزنند سپس روزگار آن را برای ما توضیح میدهد

دقیقا تو خانواده خود ما اونموقع که هنوز اوایل واکسن بود و نوبت طولانی داشت، تو یک هفته پدر،‌ مادربزر ...

خدا رحمتشون کنه عزیزم، چقد سخت بوده واقعا😭😭😭 مردم ما یادشون رفته انگار، چه زندگی وحشتناکی داشتیم، قرنطینه، دوری از عزیزانمان…افسردگی…مرگ عزیزانمان…. خدا اون روزارو هیچوقت برنگردونه و خدا به همه ی دانشمندان که زحمت کشیدن و واکسن تولید کردند، سلامتی بده، چه وطنی، چه خارجی. و البته کادر درمان که جونشونو بخاطر ما مردم، به خطر مینداختن💕💕💕

کدومشو زدی؟سینوفارم یا برکت یا اون یکی؟

سینوفارم

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

سینوفارم

منم همینو زدمم یادم نیست چند دوز

از محل کار مجبورم کردن

لایک نکن هموطن🫡🥲🗿زندگی زیباست اما عادلانه نیست_هیچکسو قضاوت نکنید_دعا کنید من خوشبخت شم_
خدا از سر نقصیراتشون نگذره

الهی امین

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

واقعا خداروشکر که واکسیناسیون عمومی تو ایران خوب جواب داد و اونهمه آدم از مرگ نجات پبدا کردن...

ولی الان فهمیدم یه مسئله از سلامت جسمی خیلی مهم تره و اونم سلامت قوه فهم آدمه

امیدوارم یه روز انسان با اختراع واکسن ضد خودتحقیری بزرگ ترین خدمت رو جامعه بشریت بکنه و دنیا رو از آدمای خودتحقیر که جز سرکوفت زدن کاری بلد نیستن پاک کنه

مطمئناً اون روزه که کشور ما پیشرفت میکنه و به جایی میرسه که ذهن اینجور آدما حتی نمیتونه تصورش کنه

خدا رحمتشون کنه عزیزم، چقد سخت بوده واقعا😭😭😭 مردم ما یادشون رفته انگار، چه زندگی وحشتناکی داشتیم، ...

خدا بیامرزه رفتگان شما رو .... واقعا دوران سختی بود ما پدر و به خاک سپردیم در حالی که برادر و مادرم بی خبر از همه جا تو بیمارستان بخش مراقبت های ویژه بستری بودن 🤕 واقعا خدا به همشون عمر با عزت بده برای تلاش هاشون

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر      لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀     دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام                  سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
منم همینو زدمم یادم نیست چند دوزاز محل کار مجبورم کردن

من چهارتاشو زدم اونم ب اسرار اینا

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

2790
2778
2791
2779
2792