بچه ها من تاپیکهای قبلیمو بخونید نامزدم یک ماه ونیم بعد عقد دیدم خیانت کرده بهم با یه پسر هم جنس گرا،از اون به بعدم مامانی بودن و خساست و پرخاشگری شدید و بددلی دیدم ازش حدود یکسال تحمل کردم و خلاصه که حدود دوماه که دیگه زدم به تیپ و تاپش و همه چیو گفتنو گفتم میخوام جداشم دوتا وکیل گرفتم مهریمو گذاشتم اجرا ولی هنوز برای اون ابلاغیش نرفته وکیلم گفت ممکنه بعد تعطیلات براش بره،خلاصه اینکه از اینکه من وکیل گرفتم و اینا کملا بیخبر بود و دوماه کامل که اصلا از نانزدم هییییچ خبری نبود یعنی دریغ از یک اس ام اس بعد ۲۷اسفند همین چندروز پیش دیدم برای سامانه ثنام اظهارنامه ی الزام به تمکین زده ادرس خونرم زده که ظرف ۱۰ روز باید بیای وگرنه من از طریق مقام قضایی اقدام میکنم و اینا،وکیلمم بهم گفت منم فرداش براش اظهارنامه زدم که ما هنوز عروسی نکردین و طبق توافقی که تو بله برون با شاهدا امضا کردیم مراسم عروسی بگیر و ادرس تالار و بده و خونه تو محل خوب که خونه ی پدرم هست و در شان من باشه بگیر همراه با اسباب و اثاثیه و چون حق حبس دارم تا مهریمو کامل ندی نمیام هروقت این کارارو انجام دادی من میام زندگینو شروع میکنیم و اینا، بعد همونروز اظهارنانه ی من براش رفت،حالا بعد دوماه ک هیچ خبری ازش نبود روز عید بهم تبریک زده و ارزوی زندگی شاد برای جفتمون کرده زده که من برات میجنگم و به زندگیمون فکرکن واز این حرفا...به نظرتون از ترس اظهارنامه ای که براش زدم سروکلش پیدا شده؟اخه میگم فکر کرده من خرم تو ک میخوای برای من بجنگی چرا چندروز قبلش برای تمکین بهم اخطار قانونی دادی؟نمیتونستی یه پیام بدی؟
معلومه میگم ترسیده چون تو که میخوای برای من بجنگی یا هرچی چرا دوروز قبلش رقتی اظهارنامه ی تمکین دادی؟؟نمیتونستی مثلا منت کشی کنی با یه پیام یا یه زنگ بزنی؟حس مکینم فکر نمیکرد انقدر محکم و شدید جواب قضاییشو بدم که دست و ماش بسته شه