شماها چیکار میکنید که شوهرتون بهتون توجه کنه براتون وقت بذار خیلی خسته شدم خیلی دلم گرفته شوهرم بداخلاق نیستا ولی 8ساله ازدواج کردم ی بار نشده بگه بلندشو بریم فلان جا 1سال اصرار میکنم آخرم نمیریم
ولی اگ مادرشوهرم بگه بریم فلان جا فوری میبرتش منم باهاش میبرها ن ک تنها برن ولی منم دلم میخواست مث زوجای جوون باهم وقت بگذرونیم خوشحال باشیم باهم ولی حس میکنم اون با من خوشحال نیست دلش نمیخواد با من وقت بگذرونه هر روزی که بیکاره فقط واسه صبحونه ناهار شام خونست حتی 1ساعت نمیشینه باهام حرف بزنه پا میشه میره خونه مادرش اونجا میشینه غذاشو میاد خونه دوباره میره افسرده شدم دیگه نمیدونم چیکار کنم کاش بمیرم شاید قدر همه اون کوتاه اومدنهامو بدونه بفهمه چقدر هواشو داشتم چقدر صبوری کردم بخاطرش که مبادا ناراحت بشه😔