امروز ما رفتیم بیرون شیشه ماشینو تاته دادیم پایین هوابهاری بود تا زمستونی😕
دیگه بیخیالت شدم.چشم انتظارت نیستم.بود و نبودت رو سپردم دست خدا.دیگه میخام از ثانیه هاو لحظه هام استفاده کنم.سالها جوونیمو به پای انتظارت سوزوندم.هم توی خواب دلتنگت بودم هم بیداری.اما الان دیگه کافیه.اگه اومدی جات تو قلبمه❤ اگه نیومدی سهم من نیستی و حتما قراره نباشی.واسه داشته هام شاکرم و واسه نداشتنت کافر نمی شم................هی با توام " نی نی"
پناه
میبرم به خدا
از عـیبی که «امروز» در خود می بینم،
و «دیروز»؛
دیگران را به خاطر هـمان عیـب؛ ملامت کرده ام ...
محتاط باشیم؛ در «سرزنش»؛
و «قضاوت کردن دیگران».
وقتی؛
نه از «دیروز او» خبر داریم؛
نه از «فردای خودمان» ...
💕
حسرت یه هوای سرد و بارونی و گرفته به دلمون موند که یه آش رشته درست کنیم داغ پیش پنجره بخوریم بعدشم یه چای داغ بعدش بخاری رو بدی بلا کنارش بخوابی ولی کووووووو