من چندماهه عقدم خیلی منو دوست داره همش از سرکول من اویزونه یا گریه میکنه من بهش غذا بدم هرجا میرم تو بغل من میشینیه هرچیم مامانش بهش میگه ول کن زنداییو خستش کردی ولی خب باهاش فایده نداره منم دوستش دارم خدایش عاشقشم دل نمیاد باهاش بد رفتاری کنم ۳ سالشه ولی ی وقتایی دیگه حوصله اعصابم نمیکشه تازه میخان باهامون بیان مسافرت به شوهرم گفتم به خاهرت اصرار نکن سختشه با بچه ولی شوهرم اخرش کار خودشو کرد
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
باز باران با ترانه با گوهر های فراوان. می خورد بر بام خانه یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توی جنگل های گیلان کودکی ده ساله بودم نرم و نازک چست و چابک با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو می پریدم از سر جو دور میگشتم ز خانه می شنیدم از پرنده از لب باد وزنده داستان های نهانی راز های زندگانی برق چون شمشیر بران پاره میکرد ابر ها را تندر دیوانه غران مشت میزد ابر ها را جنگل از باد گریزان چرخ ها میزد چو دریا دانه های گرد باران پهن میگشتند هرجا بس گوارا بود باران به چه زیبا بود باران می شنیدم اندر این گوهر فشانی رازهای جاودانی بشنو از من کودک من پیش چشم مرد فردا زندگانی خواه تیره خواه روشن هست زیبا هست زیبا هست زیبا