بعد عقدمون برا اولین بار با شوهرم رفتیم بیرون یه چی بخوریم
تو کافه چن تا خانم اومدن میز کنارمون
یکیشون زل زده بود شوهرم
شوهرمم همچنین
هی مسخره بازی و ادابازی درمیاوردن و نگاشون به شوهر من بود
دیگه چشمک زدن شوهرمو که بش دیدم نتونستم تحمل کنم پاشدم
من از دست شوهرخودم ناراحت شدم نه اون خانم
تازه شوهرم یه کچل شکم گنده بیریخت بود ها