نشسته باشیم سر سفره عقد، من هی بگم نمیخوام اقا امین نمیخوام 😔، اون هی بگه سال تولدت مهرت میکنم خونه ماشین میزنم بنامت 😔 بعد هی بگم مردم چی میگن، بگه من با شمشیر و چاقو جلو همشون وایمیسم، بعد دوباره من بگم افتاده شدید، اون بگه میرم پوستمو میکشم دماغ عمل میکنم فیلر میزنم 😔، دوباره من بگم هیکلت و قدت چی، اون بگه قرص رشد قد میخورم 😔 بعد بگم نمیخوام
بگه بله رو نگی خودمو اتیش میزنم
یهو دست اقایی با فندک بسوزه با اون صدای نازش داد و بیداد کنه ای دستم ای دستم، عاقد هم زینک بیاره من بزنم به دست اقایی
یهو امین تو چشام نگاه کنه بگه تورو دیدم خوب شدم خانمی