سلام.من اسمم حسین هست،اهل کرمان.۱۴سالمه.تورو خدا کمکم کنید.من یک نفر رو توی مدرسه به اسم کسری پیدا کردم.بسیار پسر خوب و مهربونی بود.از اول سال سعی کردم خودمو بهش نزدیک کنم تا رفاقت کنیم.
یه روز توی مدرسه مسابقه فوتبال بود و متاسفانه دست همین رفیقم شکست.منم از این فرصت استفاده کردم و براش تمام جزوه هاش رو کامل و تمیز نوشتم.حتی من بعضی وقتا برای خودم ننوشتم ولی برای رفیقم نوشتم.این قضیه باعث شد ما باهم رفیق بشیم.اوایل رفاقتمون خیلی خیلی صمیمی بودیم.یعنی جونمون رو برای هم میدادیم.اما یه روز متوجه شدم از یکی دیگه خوشش میاد و میخاست با اون رفاقت کنه،من خیلی اون روز ضربه بدی خوردم،دلم خیلی شکست.اما حتی من کمکش کردم که بره با اون رفیق بشه.اما اون نمیخاست که با کسری رفیق بشه.بعد اینکه فهمید یارو خوشش نمیاد که با کسری رفیق بشه،کسری دوباره برگشت پیشم و عذرخواهی کرد و گفت بیا دوباره رفیق بشیم.منم از بس اینو دوست داشتم بخشیدمش.
ولی دیگه همیشه بهش شک داشتم.دوست نداشتم با بقیه بگرده زیاد.نمیخاستم با بقیه صمیمی بشه.بهش هم اینو گفتم و قبول کرد با بقیه زیاد صمیمی نشه.اما زد زیر تمام قولاش و هر کار میخاست میکرد آخرش با یه عذر خواهی تمومش میکرد و منم میبخشیدمش
این یکی دوماه آخر دعواهامون سر چیزای مختلف زیاد شد.دیگه سرم داد میزد.بی محلی میکرد.توهین میکرد.منی که رفیقش بودم😭...
بار ها هم باهم دعوا و صحبت کردیم که درست بشه،هی قول داد باهام درست رفتار کنه ولی بازم کار خودشو میکرد.
یه روز دوباره بهش پیام دادم گفتم کسری،چی شده این چند وقت اینقدر باهام سردی؟
گفت حال دعوا ندارم و اینا و خوشم دیگه نمیاد ازت.من خیلی خیلی خیلی ناراحت شدم،اخه چرا؟؟؟
منی که همه وقتم و احساساتم رو براش گذاشتم؟
نخواست منو و گفت شاید بعد عید باهم صحبت کنیم برای رفاقت جدید.ولی من میدونم فقط بخاطر مهربونی اش هست که میخاد دوباره باهام رفیق شه.ولی بازم من عذاب میبینم.
من خیلی دوسش دارم،نمیخام از دستش بدم.
بهش دو روزه دارم پیام میدم،یه بار سین کرد جواب نداد،یه بارم اصلا سین نکرد.
حالم خیلی بده،بچه ها اگر میدونید چکار کنم؟
آیا دوباره برگردم پیشش؟
اگر برنگردم چطوری فراموشش کنم؟
من دوسش دارمممم😭😭😭😭