2777
2789
عنوان

خوشحالم۰۰۰۰۰۰۰۰

193 بازدید | 13 پست

امروز برا اولین بار بعد عقدم 

رفتم کرمانشاه و با تمومممم استرس های ک داشتم با مادر شوهرم رو ب رو شدم با تموم مخالفتاش و نیومدن تو عقدپسرس


قلبم میخواس از جا در بیاد ی چادر سر کردم حجاب خوشمل زدم هدیه گرفتیم زنگ زدیم 

گفت کیه شوهرم گفت باز کن مامان منم 

اومد در باز کرد سلام کردم دسشو بوسیدم اونم بوسم کرد گریه کرد

منم گریم گرفت 

باباشم تا شوهرمو دید گریه کرد 

یه وضعی بودددد 

نفس گیر از بس بغض قورت دادم سردرد گرفتم 

همه سکوت کرده بودیم 

مامانش اشک میریخت 

منم لال شوهرمم ی مشت حرف زد با باباش رفتن بیرون 

منم با مادر شوهری ک ندیده ایقد از من متنفر بود تنها شدم حرف زدیم 

بهش گفتم تو ۵سال حاضر نشدی بیای منو ببینی و فقط گفتی نه 

حالا قسمت شد و عروست شدم

و گفت شام بمونید گفتیم نه 

گفت فرداشب بیاید خونه خودمون بخوابید ولی از دل ناراحت بود و دلم سوخت

حالا فرداشب اووووف نفس گیره نمیفهمم چ حرفی بزنم باهاش

ولی در کل فک میکردم بد برخورد کنه 

خدایا شکرت همی ک شوهرم ب خانوادش برگشت و شاد شد کافیه

خدایا پشت پناه عزیزنانم تو باش

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام عزیزم. بسلامتی 

کار خیلی خوبی کردی 

دعوتت کرد هم برو 

بعدا شوهرت لخاطره گذشتی که کردی تحسینت میکنه

ولی افرین به تربیتت 😊🌺

من خودم تازه باردار شدم مادر و مادرشوهر هر دو زحمت کشن 😍😍

یعنی بعد ۵سال ازدواج رفتی خونه مادر شوهرت؟

ن ۵سال پسرش منو میخواس راضی نمیضد ک حای بیلد منو ببینه ک کیم چیم و فقط،میگفت نه راه دور عروس نمیخوام ولی پسرش کوتاه نیومد

و در اخر عقد کردم مامانش نیومد و تازه عقد کردیم رفتیم دیدنش 

خدایا پشت پناه عزیزنانم تو باش
سلام عزیزم. بسلامتی  کار خیلی خوبی کردی  دعوتت کرد هم برو  بعدا شوهرت لخاطره گذشتی ...

قربونت عزیزم 

من قراره تو غربت زندگی کنم ب مادر شوهر نیاز دارم باید یکی باشه کنارم 

برا همین لا وجود تموم فحش های ک لهم داده بود ندیده 

رفتم دیدمش کلی هم بخاطرش گریه کردم ک تو عقد پسرش نبوده 

ایشالا ک بتونیم باهم کنار بیایم

خدایا پشت پناه عزیزنانم تو باش

منو شوهرمم ۴ سال همو میخواستیم داداشم خیلی سنگ انداخت اما مهم بهم رسیدنه ،خدا رو شکر ،خیلی کار خوبی کردی عزیزم .

فامیلای شوهر اگه خوب باشن خیلی به کار ادم میان سعی کن کاری کنی که از اینکه ندیده قضاوتت کردن شرمنده بشن 

منو شوهرمم ۴ سال همو میخواستیم داداشم خیلی سنگ انداخت اما مهم بهم رسیدنه ،خدا رو شکر ،خیلی کار خوبی ...

اره همین کارو میکنم 

فامیلاش همه قبولم داشتن جز مادرش 

ایشالا بتونه از مارو ببخشه 

هر چه باشه مادره

خدایا پشت پناه عزیزنانم تو باش
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792