امشب شام همه رو. دادم خودم نخوردم سریع رفتم حموم..تا سیر بودن و بی بهونه.وقتی اومدم به شوهرم گفتم بچه رو نگه دار
من موهامو خشک کنم و اینا..بعد اونم مراقبت نکرد و همش تو گوشیش بود یه هو دیدم خونه ساکنه گفتم به شوهرم که بچه کو ..رفتم اتاق خواب دیدم یه شیشه روغن کرچک و ریخته رو. فرش بچه ..جیغ زدم..سر شوهرم چرا بچه رو نگه نمیدارد..بابا من فقط موهامو خشک کنمبعد میام بغلش میکنم..پسرم ۲۱ ماهشه
اومد بچه رو بغل کرد یکی ام زد به پاهاش..بعد برد تو خونه تشک پهن بود از فاصله یک متری انداختنش اونجا
از پشت داشتم نگاهش میکردم ...تا دیدم انداختش
اومدم تو خونه زدم یه دونه به کمرش که چراااااا بچه مو پرت میکنی ..میخوای بکشیش و اینا ..اونم تا جون داشت فقط بهم فحش داد ..جلو بچه هام کلی بهم گفت
آره تو حروم زاده ای تو عوضی
خانوادمم تحمل ریخت تو ندارن
خانواده خودتم دوستت ندارن
تو برا کسی ارزش نداری
آنقدر احمقه نمیفهمه بچم طوریش میشه.
بچه کوچولوم😭 همش سرش تو گوشیه اشغال وحشی
ازون موقع تا الان همش دارم غصه میخورم همه خوابیدن
من بیدار موندم سحری بپذم..
من این همه زحمت میکشم
یه حموم نمیتونم برم..همیشه دیر به دیر میرم حموم هیچ کسی نیست بچه مو نگه داره..وقتیکه شوهرم شب ها میاد و میرم حموم همش صدای جیغ و دعوای بچه ها میاد
خسته شدم🤕🤧