حالا که مارا ترک کرده ای نمیدانم در کدامین آسمان پرسه میزنی حتی نمیدانم چگونه مرگ تورا دیدم و نمردم اما بدان دلم برایت تنگِ تنگِ تنگ است ای کاش تیغِ طوفانِ بلا آنگونه گلِ بی خارِ من را از من جدا نمی کرد...(:
دیروز تولد پسرم بود پنج سالشه. توی کادوها یه دوربین بچگونه بود که شکلش دوربین بود ولی شبیه تبلت کوچولو بود. هم عکس میگرفت، هم بازی خیلی ابتدایی داشت. از همه بیشتر همونو دوست داشت.
معجزه برای قلبی اتفاق می افتد که آرام و خاموش آن را پذیرا باشد.